ب مثل بهار
دنیا جنان سرشار از اشیا گوناگون است که من اطمینان دارم همه ما میتوانیم همچو شهر یاران سعادتمند باشیم
قالب وبلاگ
 

99255428853893559753.jpg


موضوعات مرتبط: نظر
[ جمعه دوم اسفند 1392 ] [ 11:40 ] [ بهار ] [ ]

قابل توجه دخمل خانوما...

هر کسی تو اینستاگرام

هست اسمش رو به من

بده لطفا...البته تو نظر خصوصی...

خواستین منم میدم...

از عاغا پسر ها شرمنده ام...

 

 


موضوعات مرتبط: رنگ
[ دوشنبه بیستم آبان 1392 ] [ 14:54 ] [ بهار ] [ ]
پاییز رو چگونه گذراندید؟

 

 

مهر:اسید پاشی اصفهان

 

آبان:مرتضی پاشایی

 

آذر:..................... 

 

  

 


موضوعات مرتبط: خدا به دادمون برسه
[ دوشنبه سوم آذر 1393 ] [ 16:15 ] [ بهار ] [ ]
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااا 

سلام....وای بچه ها تو رو خدا ناراحت نشین که سر نمیزنم.....به خدا هر هفته 4 تا ا 

امتحان داریم.الانم فیزیک رو دادم اومدم نت......بابا چرا منو از لینکاتون حذف  

منیکنین؟من  که تو تابستون کلی آپ میکنم.....ولی خب تو تیزهوشان خوندن هم  

مشکلاتی داره.......همش درس و امتحان و اینا...............خلاصه از این به بعد  

سعی میکنم هفته ای یه بار آپ کنم و تا جایی که امکان داره بهتون سر  

بزنم..............دوستون دارم دارم آجی های گلم....

[ یکشنبه دوم آذر 1393 ] [ 15:44 ] [ بهار ] [ ]
یه روزی یه لره…
یه روزی یه ترکه…
یه روزی یه عربه…
یه روزی یه قزوینیه…
یه روزی یه آبادانیه…
یه روزی یه اصفهانیه…
یه روزی یه شمالیه…
یه روزی یه شیرازیه…
.
.
.
.
.
.
.
…مثل مرد جلودشمن وایسادن تا کسی نگاه چپ به خاک و ناموسمون نکنه ♡♡
.
.
.
لره………..محمد بروجردی بود
ترکه……… مهدی باکری بود
عربه……… علی هاشمی بود
قزوینیه…… عباس بابایی بود
آبادانیه……. طاهری بود
اصفهانیه….. ابراهیم همت بود
شمالیه……. شیرودی بود
شیرازیه…… عباس دوران بود
و………….. ♡

[ پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393 ] [ 16:18 ] [ بهار ] [ ]
برای هلن،دوست  

 

همیشگیم....هلن جون  رمز نداره برو بخون اینم یه هدیه  

 

واسه تو.البته اول صدای  

 

 

اسپیکر رو تا آخر زیاد کن بعد  

 

 

کلیک کن. 

 

خب حالا دیگه مطمئنم رمز  

 

نداره برو بخون


ادامه مطلب
[ جمعه بیست و سوم آبان 1393 ] [ 11:25 ] [ بهار ] [ ]

موشی در خانه تله موش دید، به مرغ و گوسفند و گاو خبرداد

همه گفتند: تله موش مشکل توست بما ربطی ندارد.

ماری در تله افتاد و زن خانه را گزید،

از مرغ برایش سوپ درست کردند،

گوسفند را برای عیادت کنندگان سر بریدند؛

گاو را برای مراسم ترحیم کشتند

و تمام این مدت موش در سوراخ دیوار مینگریست

و میگریست ... 

 

وقتی من به دنیا اومدم پدرم ۳۰ سالش بود یعنی سنش ۳۰ برابر من بود

وقتی من ۲ ساله شدم پدرم  ۳۲ ساله شد یعنی ۱۶ برابر من

وقتی من ۳ ساله شدم پدرم  ۳۳ ساله شد یعنی ۱۱ برابر من

وقتی من ۵ ساله شدم پدرم  ۳۵ ساله شد یعنی ۷ برابر من

وقتی من ۱۰ ساله شدم پدرم  ۴۰ ساله شد یعنی ۴ برابر من

وقتی من ۱۵ ساله شدم پدرم  ۴۵ ساله شد یعنی ۳ برابر من

وقتی من ۳۰ ساله شدم پدرم  ۶۰ ساله شد یعنی ۲ برابر من

می ترسم اگه ادامه بدم از پدرم بزرگتر بشم !!!  

 

 

+ 5
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
گربه میگه میومیو من گربه ای باهوشم...!

همش دنبال موشم٬ ملوس و بازیگوشم...!

.

.

.

آخه ماموت با این سن وهیکلت 5+ میخونی؟؟؟!

خجالت نمیکشی؟ شرم نمیکنی؟ بزنم دکورت عوض شه؟؟!

سن کلاغ و داری میای 5+ میخونی؟؟!

دیگه نسلت داره منقرض میشه زود ازجلوی چشمام خفه شو!!!!!

 

 پسری روزها پشت در منزل دخترک را میپایید؛

برای دختر سوال بود که اگر او مرا دوست دارد،


پس چرا پا پیش نمیگذارد و با پدرم صحبت نمیکند ؟!

درست است که ماشین پسرک قدیمی بود،

ولی برای دخترک عشق و محبت مهمتر بود!

روزها و ماه ها به همین منوال گذشت و دخترک بسیار کنجکاو شده بود،

روزی دل خود را قرص کرد و رفت تا حرف دل پسرک را گوش کند…

از او پرسید ۶ماه است که تو کنار منزل ما می ایستی و مرا میپایی،

وقتی ماشینت را میبینم ضربان قلبم تندتر میشود و…

هدف تو چیست؟!

پسر گفت: وای فای خونتون پسورد نداره . . !  

 

میدونین فیزیک کی راحت تر میشد؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
زمانی که به جای سیب درخت سیب میخورد تو سر نیوتن والا مردک بیکار 

 

 دیروز یک موبایل پیدا کردم

خواستم صاحبش و پیدا کنم


رفتم تو مخاطبینش که هفتا بیشتر نبودن

۱. نفسم

٢. عمرم

٣ . عشقم

۴. زندگیم

۵ . گلم

۶ . عسلم

۷ . زنم

حالا موندم به کدومشون گوشى رو بدم که دعوا ﻧﺸﻪ...

[ پنجشنبه بیست و دوم آبان 1393 ] [ 15:35 ] [ بهار ] [ ]


موضوعات مرتبط: صلوات
[ چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393 ] [ 19:43 ] [ بهار ] [ ]

 اﻭﻥ ﻭﻗﺘﺎ ﮐﻪ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﮐﻮﭼﯿﮑﻢ ۵ ﺳﺎﻟﺶ ﺑﻮﺩ
ﺑﻬﺶ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺟﯿﺶ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﮕﻪ ﺟﯿﺶ ﺩﺍﺭﻡ
ﺑﮕﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺨﻮﻧﻢ!
ﯾﻪ ﺷﺐ ﺩﺍﯾﯿﻢ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺑﻮﺩ
ﺷﺐ كه ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺑﻪ ﺩﺍﯾﯿﻢ ﮔﻔﺖ:
ﺩﺍﯾﯽ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺨﻮﻧﻢ
ﺩﺍﯾﯽ ﻫﻢ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺪﻭﺳﺖ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﭼﯿﻪ ﮔﻔﺖ
ﺑﺎﺷﻪ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻓﻘﻂ ﺍﺭﻭﻡ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﻢ ﺑﺨﻮﻥ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﻧﻔﻬﻤﻪ!!

ﺧﺪﺍ ﺭﺣﻤﺖ ﮐﻨﻪ ﺭﻓﺘﮕﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﺭﻭ
ﻋﻔﻮﻧﺖ ﮔﻮﺵ ۱ ﺳﺎﻝ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﻬﺶ ﻓﺮﺻﺖ ﻧﺪﺍﺩ! 

[ چهارشنبه چهاردهم آبان 1393 ] [ 23:3 ] [ بهار ] [ ]
41دانستنی کاربردی! 

امروز تعدادی دانستنی و ترفند ساده از پیج ترفتن های ساده براتون جمع آوری کردم گه تو زندگی میتونه بهتون کمک کنه.  

برین ادامه مطلب امکان نداره ضرر کنید...همش رو بخونید فوق العادست...

اگه استقبال بشه،سریع جدیدش رو براتون میزارم....نظرا بره بالای 20 تا....


ادامه مطلب
[ چهارشنبه چهاردهم آبان 1393 ] [ 14:27 ] [ بهار ] [ ]
  

ٱیا میدانید چرا خرس های قطبی سواد ندارن ؟ 

.

.

.

.

چون اونجا همش برف میاد مدرسه ها تعطیله !

تا اکتشافات بعدی خدافظ!  

 

دخترا زمانی که دوستاشون صداشون میکنن :

فیفی ، فافا، سیسی، پارمیدا، شاپرک، نانا، ...

.

.

.

.

.

.

.


حالا سره کلاس موقع حضور غیاب استاد ................. :

طلعت ، ام البنین، مارچوبه، گرمابه، عظیمه، سکینه ....
 
نخند دختره دیگه دوس داره اسمش شیک باشه :|||| 

 

زبونتو با انگشت بگیر :D

 

ﺯﺑﻮﻧﺘﻮ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺑﮕﻴﺮ ۳ ﺑﺎﺭ ﺑﮕﻮ ﺩﺍﺭﻳﻮﺵ …

ﻫﺮ ﭼﯽ ﮔﻔﺘﯽ ﺧﻮﺩﺗﻲ ﺧﻮﺩﺗﻲ ﺧﻮﺩﺗﻲ D: 

 

[ چهارشنبه چهاردهم آبان 1393 ] [ 12:49 ] [ بهار ] [ ]

دوستی که به اسپانیا سفر کرده بود ، خاطره ی جالبی را تعریف کرد :

 

می گفت در یکی از روستاهای ​اسپانیا وارد قهوه خانه ای شدم و

 

برای خود و همراهم قهوه سفارش دادم.

 

در حالی که پشت میز منتظر سفارشمان بودیم ، در کمال تعجب

 

دیدیم که بعضی از مشتریان جلوی پیشخوان آمده و

 

در حالی که خودشان تنها بودند ، سفارش دوتا چای

 

و یا دوتا قهوه می دادند و می گفتند :

 

یکی برای خودم و یکی برای دیوار!

 

از نوع سفارش در حیرت ماندیم. متوجه شدیم که بعد از

 

همچین سفارشی پیشخدمت یک برگه کوچک که روی آن

 

چای یا قهوه نوشته است ، به دیوار پشت سرمان می چسباند

 

و جالب اینکه دیوار پشت سر ما پر از این برگه ها بود.

 

در ذهنمان هزاران فکر به وجود آمد که دلیل این کار چیست

 

و این حرکت یعنی چه؟

 

در افکار خود غوطه ور بودیم که…

 

آدم فقیر و ژنده پوشی وارد قهوه خانه شد و 

 

سفارش یک قهوه داد ، اما با این جمله :

 

ببخشید ، بی زحمت یک قهوه از حساب دیوار!

 

و پیشخدمت یکی از کاغذها را که روی آن قهوه نوشته بود

 

از روی دیوار برداشت و پاره کرد و یک قهوه به 

 

آن مرد فقیر داد ، بدون آنکه از آن مرد پولی بگیرد …


موضوعات مرتبط: خیلی حالب
[ دوشنبه دوازدهم آبان 1393 ] [ 11:11 ] [ بهار ] [ ]

دخترک از میان جمعیتی که گریه کنان شاهد اجرای تعزیه اند رد میشود.

عروسک و قمقمه اش را محکم زیر بغلش میگیرد.

شمر با هیبتی خشن، همانطور که دور امام حسین میچرخد و نعره میزند،

از گوشه ی چشم دخترک را می پاید ...

دختر با قدم های کوچکش از پله های سکوی تعزیه بالا می رود و

از مقابل شمر میگذرد، مقابل امام حسین می ایستد،

و به لب های سفید شده اش زل میزند.

قمقمه را که آب تویش قلپ قلپ صدا میدهد، مقابل او می گیرد ...

شمشیر از دست شمر می افــتــــد و رجز خوانی اش قطع میشود.

دخترک می گوید: « بخور برای تو آوردم » و بر میگردد روبروی شمر می ایستد،

مردمک های دخترک زیر لایه براق اشک میلرزد و 

توی چشم های شمر نگاه میکند و با بغض میگوید: بـــابـــای بــــــد ...


موضوعات مرتبط: پدر
[ یکشنبه یازدهم آبان 1393 ] [ 19:53 ] [ بهار ] [ ]

 

Runny.blogfa.com | تسلیت ماه محرم

 

عالم همه محو گل رخسار حسين است ،

ذرات جهان درعجب از كار حسين است .

داني كه چرا خانه ي حق گشته سيه پوش ،

يعني كه خداي تو عزادار حسين است

 

ماه محرم رو به همه ی دوستای خوبم تسلیت میگم

 

آبروي حسين به كهكشان مي ارزد ،

يك موي حسين بر دو جهان مي ارزد ،

گفتم كه بگو بهشت را قيمت چيست ،

گفتا كه حسين بيش از آن مي ارزد

 

راستی واسه شنیدن آهنگ موج محرم تو پایین پلی رو فشار بدید...

 

[ شنبه دهم آبان 1393 ] [ 15:25 ] [ بهار ] [ ]
[ یکشنبه چهارم آبان 1393 ] [ 15:32 ] [ بهار ] [ ]
سلام

بچه ها کی میتونه صفحه اصلی این لینک رو برام پیدا کنه؟براش ۲۰ تا نظر میزارم.

http://data1.whicdn.com/images/143042077/large.jpg

 

[ شنبه سوم آبان 1393 ] [ 15:46 ] [ بهار ] [ ]
g6hn_139869758523311.gif

 


ابوالمعالی کیکاووس بن اسکندر بن قابوس بن وشمگیر 


اگه الان زنده بود ایمیلش این شکلی بود:


abolmaalikeykavoosebneeskandarebneghaboosebnevoshmgir@gmail.com

 


موضوعات مرتبط: وووو
[ دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393 ] [ 19:16 ] [ بهار ] [ ]
10649510 1521108218132910 3 لطیفه های جدید و مطالب خنده دار (سری 83)

 

پسری ﺑﺎ ﭘﺪﺭ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩﺭﺵ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺮ ماشین گرانقیمت شد و ﺑﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﺟﻤﻌﻪ ﻣﯿﺮﻓﺖ .
ﺩﺭ ﯾﮏ ﭼﺮﺍﻍ ﻗﺮﻣﺰ ﭘﺴﺮﯼ ﻫﻤﺴﻦ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﻟُﻨﮓ ﻣﯿﻔﺮﻭﺧﺖ .

ﭘﺴﺮ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩﺭ ﺑﺎ ﯾﮏ ﻧﮕﺎﻩ ﻋﺎﻗﻞ ﺍﻧﺪﺭ ﺳﻔﯿﻪ ﺑﻪ ﻟُﻨﮓ ﻓﺮﻭﺵ ﮔﻔﺖ : ﺍﻻﻥ ﻭﻗﺖ ﻧﻤﺎﺯ ﺟﻤﻌﻪ ﺍﺳﺖ ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﺮﻭﯼ ﻧﻤﺎﺯ ﺟﻤﻌﻪ؟
ﭘﺴﺮ ﻟُﻨﮓ ﻓﺮﻭﺵ ﮔﻔﺖ : ﺗﻮ ﯾﮏ ﻫﻔﺘﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ , ﻣﻦ ﯾﮏ ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺗﻮ ﻋﺒﺎﺩﺕ
ﻣﯿﮑﻨﻢ 

ﺷﮑﻢ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﺻﺮﺍﻁ ﺍﻟﻤﺴﺘﻘﯿﻢ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﺍﺩﺍ ﮐﻨﺪ

 ﺳﻼﻡ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺮﺳﺎﻥ ﻭ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﻮ ﻟُﻨﮓ ﻧﻤﯽ ﺧﺮﯼ …؟

 

 


موضوعات مرتبط: زیبایی ....
[ دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393 ] [ 19:7 ] [ بهار ] [ ]
الان داشتيم با یك آمریکایی چت می کردم

وسطش انگلیسیم ته کشید

گفتم too rohe Ammat

گفت یعنی چی؟

گفتم یعنی Love u

... گفت So too rohe ammat too

بیچاره عمه ام !!!!

همیشه چوب ندونیم کاری های منو میخوره

 

ایة الکرسی

 یک بار به برادرم گفتم:
برو نگاه نتیجه امتحاناتم بکن
اگه یک درس افتادم بگو (محمد بهت سلام میرسونه)
و اگه دو تا درس بود بگو (محمدان بهت سلام میرسونن)
طوری که بابامون متوجه نشه.
برادرم رفت نمره ها رو دید وقتی که بر گشت گفت:
(جمیع امت محمد و ال محمد بهت سلام میرسونن)


موضوعات مرتبط: خخخخخخخخخخخخخخ
[ چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 ] [ 15:2 ] [ بهار ] [ ]
ﯾﺎﺭﻭ ﺯﺑﻮﻧﺶ ﻣﯽﮔﺮﻓﺘﻪ،
ﻣﯿﺮﻩ ﺩﺍﺭﻭﺧﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﮔﻪ : ﺁﻗﺎ ﺩﯾﺐ ﺩﺍﺭﯼ؟
ﮐﺎﺭﻣﻨﺪ ﺩﺍﺭﻭﺧﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﮔﻪ:
ﺩﯾﺐ ﺩﯾﮕﻪ ﭼﯿﻪ؟
ﯾﺎﺭﻭ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯽ ﺩﻩ : ﺩﯾﺐ
ﺩﯾﮕﻪ . ﺍﯾﻦ ﻭﺭﺵ ﺩﯾﺐ ﺩﺍﺭﻩ، ﺍﻭﻥ ﻭﺭﺵ ﺩﯾﺐ ﺩﺍﺭﻩ .
ﮐﺎﺭﻣﻨﺪﻩ ﻣﯽ ﮔﻪ : ﻭﺍﻻ ﻣﺎ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺩﯾﺐ ﻧﺸﻨﯿﺪﯾﻢ . ﭼﯽ
ﻫﺴﺖ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﺐ؟
ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯽ ﮔﻪ : ﺑﺎﺑﺎ ﺩﯾﺐ،
ﺩﯾﺐ!
ﻃﺮﻑ ﻣﯽﺑﯿﻨﻪ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﻪ،
ﻣﯽ ﺭﻩ ﺑﻪ ﺭﺋﯿﺲ ﺩﺍﺭﻭﺧﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﮔﻪ .
ﺍﻭﻥ ﻣﯿﺂﺩ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﻪ : ﭼﯽ
ﻣﯽﺧﻮﺍﯼ ﻋﺰﯾﺰﻡ؟
ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯽ ﮔﻪ : ﺩﯾﺐ!
ﺭﺋﯿﺲ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﻪ : ﺩﯾﺐ ﺩﯾﮕﻪ
ﭼﯿﻪ؟
ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯽ ﮔﻪ : ﺑﺎﺑﺎ ﺩﯾﺐ
ﺩﯾﮕﻪ . ﺍﯾﻦ ﻭﺭﺵ ﺩﯾﺐ ﺩﺍﺭﻩ، ﺍﻭﻥ ﻭﺭﺵ ﺩﯾﺐ ﺩﺍﺭﻩ .
ﺭﺋﯿﺲ ﺩﺍﺭﻭﺧﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﮔﻪ :
ﺗﻮ ﻣﻄﻤﺌﻨﯽ ﮐﻪ ﺍﺳﻤﺶ ﺩﯾﺒﻪ؟
ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯽ ﮔﻪ : ﺁﺭﻩ ﺑﺎﺑﺎ.
ﺧﻮﺩﻡ ﺩﺍﺋﻢ ﻣﺼﺮﻑ ﺩﺍﺭﻡ. ﺷﻤﺎ ﻧﻤﯽﺩﻭﻧﯿﺪ ﺩﯾﺐ ﭼﯿﻪ؟
ﺭﺋﯿﺲ ﻫﻢ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﯽﮐﻨﻪ،
ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﺳﺮ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺭﻩ ﻭ ﮐﻼﻓﻪ ﻣﯽ ﺷﻪ .
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﻣﻨﺪﺍﯼ ﺩﺍﺭﻭﺧﻮﻧﻪ
ﻣﯿﺂﺩ ﺟﻠﻮ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻪ : ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﭽﻪﻫﺎﯼ ﺩﺍﺭﻭﺧﻮﻧﻪ ﻣﺜﻞ
ﻫﻤﯿﻦ ﺁﻗﺎ ﺯﺑﻮﻧﺶ ﻣﯽﮔﯿﺮﻩ .
ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ﺑﻔﻬﻤﻪ
ﺍﯾﻦ ﭼﯽ ﻣﯽﺧﻮﺍﺩ. ﺍﻣﺎ ﺍﻻﻥ ﺷﯿﻔﺘﺶ ﻧﯿﺴﺖ .
ﺭﺋﯿﺲ ﺩﺍﺭﻭﺧﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ
ﻣﺸﺘﺎﻕ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﻔﻬﻤﻪ ﺩﯾﺐ ﭼﯿﻪ، ﮔﻔﺖ : ﺍﺷﮑﺎﻝ ﻧﺪﺍﺭﻩ.
ﯾﮑﯽ ﺑﺮﻩ ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ، ﺳﺮﯾﻊ
ﺑﺮﺵ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﯿﺎﺭﺗﺶ.
ﻣﯽﺭﻥ ﺍﻭﻥ ﮐﺎﺭﻣﻨﺪﻩ ﺭﻭ
ﻣﯿﺎﺭﻥ. ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺭﺳﻪ، ﺍﺯ ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯽﭘﺮﺳﻪ : ﭼﯽ ﻣﯽ
ﺧﻮﺍﯼ؟
ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯽ ﮔﻪ : ﺩﯾﺐ!
ﮐﺎﺭﻣﻨﺪﻩ ﻣﯽ ﮔﻪ : ﺩﯾﺐ؟
ﯾﺎﺭﻭ : ﺁﺭﻩ.
ﮐﺎﺭﻣﻨﻪ ﻣﯽ ﮔﻪ : ﮐﻪ ﺍﯾﻦ
ﻭﺭﺵ ﺩﯾﺐ ﺩﺍﺭﻩ، ﺍﻭﻥ ﻭﺭﺵ ﺩﯾﺐ ﺩﺍﺭﻩ؟
ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯿﮕﻪ : ﺁﺭﻩ،
ﻫﻤﻮﻧﻪ .
ﮐﺎﺭﻣﻨﺪ ﻣﯿﮕﻪ : ﺩﺍﺭﯾﻢ ! ﭼﻄﻮﺭ
ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻥ ﺗﻮ ﭼﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﯼ ! ؟
ﻫﻤﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺷﺪﻥ ﮐﻪ
ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﻓﻬﻤﯿﺪﻥ ﯾﺎﺭﻭ ﭼﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺩ. ﮐﺎﺭﻣﻨﺪﻩ ﺳﺮﯾﻊ ﻣﯽ
ﺭﻩ ﺗﻮﯼ ﺍﻧﺒﺎﺭ ﻭ ﺩﯾﺐ ﺭﻭ ﻣﯿﺬﺍﺭﻩ ﺗﻮﯼ
ﯾﻪ ﮐﯿﺴﻪ ﻧﺎﯾﻠﻮﻥ ﻣﺸﮑﯽ ﻭ ﻣﯿﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﺩﻩ ﺑﻪ ﯾﺎﺭﻭ ﻭ ﺍﻭﻧﻢ
ﻣﯽ ﺭﻩ ﭘﯽ ﮐﺎﺭﺵ.
ﻫﻤﻪ ﺟﻤﻊ ﻣﯽ ﺷﻦ ﺩﻭﺭ ﺍﻭﻥ
ﮐﺎﺭﻣﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﮐﻨﺠﮑﺎﻭﯼ ﻣﯽﭘﺮﺳﻦ: ﭼﯽ ﻣﯽﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦ؟
ﮐﺎﺭﻣﻨﺪﻩ ﻣﯽ ﮔﻪ : ﺩﯾﺐ!
ﻣﯽﭘﺮﺳﻦ : ﺩﯾﺐ؟ ﺩﯾﺐ ﺩﯾﮕﻪ
ﭼﯿﻪ؟
ﻣﯽ ﮔﻪ : ﺑﺎﺑﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ
ﻭﺭﺵ ﺩﯾﺐ ﺩﺍﺭﻩ، ﺍﻭﻥ ﻭﺭﺵ ﺩﯾﺐ ﺩﺍﺭﻩ!
ﺭﺋﯿﺲ ﺷﺎﮐﯽ ﻣﯽ ﺷﻪ ﻭ ﻣﯽ
ﮔﻪ : ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻧﺪﺍﺭﻩ. ﺑﺮﻭ ﯾﻪ ﺩﻭﻧﻪ ﺩﯾﺐ ﻭﺭ ﺩﺍﺭ
ﺑﯿﺎﺭ ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ ﺩﯾﺐ ﭼﯿﻪ؟
ﮐﺎﺭﻣﻨﺪﻩ ﻣﯽ ﮔﻪ : ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪ .
ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺩﯾﺐ ﺭﻭ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺑﺎ ﺭﻓﺖ !
,
ﺩﻟﻢ ﺧﻨﮏ ﺷﺪ، ﺁﺧﺮ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯾﻦ ﺩﯾﺐ ﭼﯿﻪ :))
 

یکم هیجان

http://avaline.ir/images/gifs/487/12/gifs_654555506.gif

 

 

 

اووووووووخی.پرس شد

 

 


موضوعات مرتبط: جالببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببب
[ سه شنبه بیست و دوم مهر 1393 ] [ 20:32 ] [ بهار ] [ ]
http://up.lover-99.com/up/lover99/Pictures/0caf9848878d301d7eb44707e5641aaa-425.png
موضوعات مرتبط: تاب تاب...
[ سه شنبه بیست و دوم مهر 1393 ] [ 20:31 ] [ بهار ] [ ]
ﭼﻪ ﺑﺮﺍﯾﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﯼ ﻣﺎﺭﮐﻮ؟

 

.

.

.

.

.

.

.

 ﺍﺯ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﭘﺎﺭﺱ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﺯﻫﺮﻣﺎﺭ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻡ!! {-15-} پرتوقعا!!! ..

ﻣﮕﻪ ﻣﻦ ﺳﺮ ﮔﻨﺞ ﻧﺸﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺩﻓﻌﻪ ﻣﯿﺮﻡ ﺳﻔﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ ﺭﻭﺍﻧﻴﺎ ﺳﻮﻏﺎﺗﯽ ﺑﯿﺎﺭ ﻡ !!!!!!!!!!! {-10-}

ﻣﺎﺭﮐﻮﭘﻮﻟﻮ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﻪ {-13-} {-33-}{-33-}{-33-}

بذار تو حال خودش بااشه..نه نمیخواد پاشه...


موضوعات مرتبط: من
[ دوشنبه چهاردهم مهر 1393 ] [ 21:39 ] [ بهار ] [ ]
ریتم بخونیــــــــــــدteehee crazy rabbit

 

.

.

.

.

.

.

پســـــر ایرونــــی ...yipee crazy rabbit

غـول بیـــابونــی ..yeah crazy rabbit.

خودت میــدونی ...smooth crazy rabbit

عینــِ میـمونـی ....music crazy rabbit

شلوارت لیـــه ...ballerina crazy rabbit

کفشــآت خـآکیــــــــه ...patpat dance crazy rabbit

جیبـآب خالـــیه ...moving crazy rabbit

حآلآ وایییییییییییییییی وایییییییییییییی ،happy dancing crazy rabbit

وای وای وای واییییییییی ،dancing crazy rabbit

حآلآ واییییییییییییییی وایییییییییییییییی ، وای وای وای وایdance with me crazy rabbit

اینم هدیه سال دوم گلم....(ای وای ببخشید یه لحظه رفتم تو حال و هوای مجید خراطها)

خلاصه عیدتو مبارک.....

[ یکشنبه سیزدهم مهر 1393 ] [ 12:42 ] [ بهار ] [ ]
یادش بخیر چه زود گذشت ! + تصاویر

واقعا یادش بخیر چقدر زود گذشت .اون موقع دلمون می خواست زود بگذره .الان دوست داریم اون موقع ها بود.

 

یادش بخیر چه زود گذشت ! + تصاویر


یادش بخیر چه زود گذشت ! + تصاویر


یادش بخیر چه زود گذشت ! + تصاویر


یادش بخیر چه زود گذشت ! + تصاویر


یادش بخیر چه زود گذشت ! + تصاویر


یادش بخیر چه زود گذشت ! + تصاویر


یادش بخیر چه زود گذشت ! + تصاویر

یادش بخیر چه زود گذشت ! + تصاویر


یادش بخیر چه زود گذشت ! + تصاویر


یادش بخیر چه زود گذشت ! + تصاویر


یادش بخیر چه زود گذشت ! + تصاویر

یادش بخیر چه زود گذشت ! + تصاویر


یادش بخیر چه زود گذشت ! + تصاویر


یادش بخیر چه زود گذشت ! + تصاویر

یادش بخیر چه زود گذشت ! + تصاویر


یادش بخیر چه زود گذشت ! + تصاویر


یادش بخیر چه زود گذشت ! + تصاویر


یادش بخیر چه زود گذشت ! + تصاویر

اینم داشته باااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااش...

 

[ جمعه یازدهم مهر 1393 ] [ 12:13 ] [ بهار ] [ ]

آهای دختر سرزمین من
آخ ببخشید باز جنسیتت را فراموش کردم
پسر سرزمین من
معلوم هست کجایی
خیلی وقت است تو را گم کرده ایم...

...

دیروز داشتی مردانه در میدان میجنگیدی
امروز داری توی آرایشگاه ها ابرو بر میداری مو رنگ میکنی
دماغت را سر بالا میکنی ....
آهای پسر ... دختران ما نیاز به مردی دارند که محکم باشد قوی باشد
در سختی ها در دشواری ها همراه و همیارش باشد
آنقدر قوی باشد که همه دنیا در برابرش کم بیاورد
بازوهای تو هر چه قدر هم که بزرگ باشد تا وقتی احساس قوی بودن به کسی ندهد بی فایده است
هیکل عضلانی ات تا وقتی آغوش و پناه محکم یک خانواده نباشد هیچ معنایی ندارد
تنت را با دفتر نقاشی ات اشتباه نگیر
تو قرار است پدر بشوی
نه اینکه کم بیاوری و برای مطرح بودن خودت را شبیه زن ها کنی
فراموش کردی خودت را
متفاوت نباش مرد باش
مردانگی ات را به دست که سپرده ای
نگاه کن این روزها در خیابان همه زن شده اند
دختر ها زنند، مردها زنند،
اهای پسر سرزمین
کمی آهسته برو
به کجا چنین شتابان
 
البته اینم داشته باشییییییییییییییییییییین......!
دختر بیل گیتس و بادیگارد غول پیکرش
[ جمعه یازدهم مهر 1393 ] [ 11:49 ] [ بهار ] [ ]

 پست مال یکی از دوستان هستش که میفرماید براش تولد نگرفتن!
محض  خاطلاع سارا خان،اینم تولدت تو وب من!!!!!
هروقت اومدی اجرا میشه!!!!

 
تولدتـــــ مبارکـــ
ایشالا یه سال دیگه پر از سلامتی داشته باشی
زیر کامیون نری…سرطان نگیری
فلج نشی...سکته نزنی
درد بی درمان هم نگیری
کلا همه جوره بهت هیچ مرضی نرسه
بازم تولدت مبارک !!
.
.
.
.
یک سال بزرگتر شدی ، هنوز آدم نشدی تو ؟!!
تا کـــی میخوای فرشتـــه بمونی هاااا !
سالروز زمینی شدنت مبارک


سلاااام عزیزم چطوری؟ خوبی؟
چه خبرا؟ همه خوبن؟
چه کارا میکنی؟ درس میخونی یا نه؟
خب فدات شم. خداحافظ


فکر کردی یادم رفته؟
نه عزیــــــزم
تولـــــــدت مبارکـــــ
.
.
.
.
دارم فکر میکنم امروز چه روزیه؟
تو یادته؟
حس میکنم یه خبرایی هست!
بیخیال چیزی یادم نمیاد


ستاد حالگیری روز تولد دوستان
.
.
.
.
اه امشب اصلا حالم خوب نیست
چه شبه نحسیه امشب
انگار همهی دردا تو وجودمه


ستاد کوفت کردن تولد دوستان
.
.
.
.
بازم شده تولد / تولده یه اسکل
دست بزنید براش چون / تازه شده یه شاسکول
از طرف دیوونه ها (دوستان)

*

فارسی تولدت مبارک!
فرانسوی : Joyeux anniversaire

ایتالیایی : Buon compleanno

آلمانی : Herzlichen Glückwunsch zum Geburtstag

هندی : जन्मदिन मुबारक हो

عربی : عید میلادسعید

ژاپنی : 誕生日おめでとう

چینی سنتی : 生日快樂

چینی ساده : 生日快乐

یونانی : Χρόνια πολλά

ترکی : Doğum Günün Kutlu Olsun

اسپانیایی : Feliz cumpleaños

روسی : С Днем Рождения

رومانی : La mulţi ani

ویتنامی : Chúc mừng Sinh nhật

اوکراینی : З Днем Народження

انگلیسی : Happy Birthday

 

*

 

*

 

اینم کادوی خیلی شیک من(دوستان دقت کنید ش رو خیلی غلیظ بگین)

 

*

 

 

اینم از کیکت

حله؟

 

[ پنجشنبه دهم مهر 1393 ] [ 21:16 ] [ بهار ] [ ]

فک کنم این شاهکارِ "بچه ی مردم" باشه

ما از صب تا شب تو نت پلاسیم، بچه ی مردم این کارا رو می کنه


امروز دست خط بچگیامو بردم دارو خونه... 









یارو بهم استامینوفن داد ^_^

 

حیف نون با نامزدش میرن پارک

حیف نون میگه :عزیزم اگه این درخت کاج زبون داشت الان به ما چی میگفت؟

نامزدش میگه اگه زبون داشت میگفت:کره خر من زرد آلو ام نه کاج!

 

نقش منشی در فیلم های ایرانی:

- آقای رییس من بهشون گفتم شما جلسه دارین ولی ایشون...

-اشکالی نداره، شما بفرمایید !

 

.

معلم: اگه ۱۰۰۰ تومن داشته باشی و از بابات هم ۱۰۰۰ تومن بخوای،

چه قدر پول داری؟

دانش آموز: ۱۰۰۰ تومن

معلم: هیچ چی از ریاضی حالیت نیست

دانش آموز : تو هم بابای منو نمیشناسی

 

 

ما تو بزرگ کردن یه دونه pou موندنیم بعد میگن جمعیت کشور باید دو برابر بشه.

 

 

 

 

 

[ پنجشنبه دهم مهر 1393 ] [ 20:43 ] [ بهار ] [ ]

دخترخاکی نوشت:
گاهی چادرم خاکی میشود...

چادرمشکی ام ازدرودیوارشهرخاکی میشود...
ازنگاه هایِ طعنه آمیز خاکی میشود...
ازحرفهایِ سیاه خاکی میشود...
وگاهی چادرم راخودم خاکی میکنم...
چادرم رامیشویم تاغبارشهر راازرویش پاک کنم...
تاسنگینیِ نگاه هاراپاک کنم...
باهمه یِ این حرفها،چادرِ خاکی ام راباتمام وجودم دوست دارم،وآن راباافتخار،برسرمیکنم...
بیادِ چـــــــــادرِ خاکیِ مادرم زهرا(س)دربینِ کوچه هایِ غریبِ مدینه...
یافاطمه(س)...
           شکرخداکه سایه ی توبرسرِ من است
                                                                چادرفقط حجاب نیست ،یادگارتوست
مواظبِ خوبیهاتون باشید،التماس دعا

http://chadorkhaki2.blogfa.com

[ پنجشنبه دهم مهر 1393 ] [ 20:38 ] [ بهار ] [ ]

 
یک مهندس رفت کلانترى تا براى همسر گم شده اش فرم پر کنه !
مهندس : زنم رفته خرید ولى هنوز برنگشته خونه !
پلیس : قدش چقدره ؟
مهندس : تا حالا دقت نکردم !
پلیس : لاغره ؟ چاقه ؟
مهندس : یک کم شاید لاغر یا چاق !؟
پلیس : رنگ چشمهاش ؟
مهندس : دقیقاً نمی دونم !؟
پلیس : رنگ موهاش ؟
مهندس : والا هى رنگ می کنه !!
پلیس : چى پوشیده بود ؟
مهندس : پیراهن !؟ … یا مانتو !؟ … نمی دونم !!
پلیس : با ماشین رفته بود ؟
مهندس : بله
پلیس : اسم ، رنگ و شماره ماشین ؟
مهندس : یک AUDI مشکى A8 . با موتور V6,
حجم ۳۰۰۰ سوپرشارژ با۳۳۳ اسب بخار قدرت و دور موتور و تیپ ترونیک
هشت سرعته اتوماتیک با قابلیت تبدیل به مد دستى
و تمام چراغهاش فول LED با دیود هاى تنظیم نور براى تمام فانکشنهاش و…
یک خراش خیلى کوچولو هم روى در جلویى سمت شاگرد…
(مهندس به اینجا که رسید زد زیر گریه !)
پلیس (متاثر!) : گریه نکنید !
ما ماشینتون رو براتون پیدا می کنیم !
 

شب امتحان چیست؟

.

.

.

شبی برای فهمیدن قیمت کتاب، ناشر، نویسنده و از همه مهمتر شمردن تعداد صفحات باقی مانده!!

 

[ پنجشنبه دهم مهر 1393 ] [ 11:31 ] [ بهار ] [ ]
داره شادمهر عقیلی گوش میده
 
 
 
 
 
شهرام شبپره
 
 
ساسی مانکن
 
 
شجریان
 

رها جون ممنون

[ پنجشنبه دهم مهر 1393 ] [ 11:21 ] [ بهار ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام من بهار ستایش هستم .متولد10شهریور1381 فکرکنم تنهابهاری هستم که در تابستان متولد شده ام!
تولد وبلاگم 89/11/20


تقلید نشآنه ی ِ تائید است ;)


بــَراے ِ ڪـَسـانـے ڪـﮧ از مـَن مُتنـَفـِر انـב وقــتے نــבارَم . . . : )

زيـرا مـَن گـِرفتـارِ בوســت داشــتـَن هـاے ڪسـانـے هستـَم

ڪـﮧ مـَرا בوســــت בارَنـב . .. .

موضوعات وب
.
0
برچسب‌ ها
امکانات وب
Flying Icon


کد آهنگ